خلاصه داستان: فیلم نیرنگ عنکبوت محصول سال ۱۹۷۰ به کارگردانی برناردو برتولوچی، یک درام معمایی و سیاسی است که بر اساس داستانی از خورخه لوئیس بورخس ساخته شده است. داستان فیلم درباره مردی جوان به نام آتوس میلانی است که به زادگاهش بازمیگردد تا از قتل پدرش، که به عنوان یک قهرمان ضد فاشیست شناخته میشد، پرده بردارد؛ اما در طول تحقیقاتش با حقیقتی روبرو میشود که تصویر قهرمانانه پدر را به چالش کشیده و نشان میدهد که او شاید در واقع یک خائن بوده است که توسط همرزمانش کشته شده تا خیانتش پنهان بماند.
خلاصه داستان: فیلم صاحبخانه (The Landlord) محصول سال ۱۹۷۰ به کارگردانی هال اشبی، یک کمدی-درام اجتماعی است که داستان الگار اندرس، جوانی ثروتمند و بیخیال از طبقه بالای جامعه را روایت میکند که با هدف استقلال، یک ساختمان آپارتمانی در محلهای فقیرنشین بروکلین میخرد. الگار ابتدا قصد دارد مستاجران فعلی را بیرون کند و ساختمان را برای خود نوسازی نماید، اما با گذشت زمان و زندگی در میان آنها، با چالشهای نژادی و طبقاتی روبرو شده و دیدگاههایش نسبت به زندگی و انسانها دگرگون میشود.
خلاصه داستان: در یک استخر شنا در لندن، مایک، یک جوان ۱۵ ساله، شروع به کار به عنوان نگهبان میکند. او به سرعت مجذوب جودی، یک زن جذاب و بزرگسال میشود که در همان استخر کار میکند. علاقه مایک به جودی به وسواس تبدیل میشود و او شروع به تعقیب و مراقبت از او میکند. این رفتار او منجر به وقایعی ناگوار و در نهایت به یک تراژدی میشود.
خلاصه داستان: جان-فرانسوا، یک مرد متأهل در اواسط سن، در یک تعطیلات تابستانی در منطقه آلب، با دو خواهر جوان و زیبا، کلر و لورا، آشنا میشود. او به طور خاص مجذوب کلر میشود و تصمیم میگیرد تا با استفاده از رفتارهای هنرمندانه و مهارتآمیز، به دستیابی به هدف خود یعنی لمس زانوی کلر، بپردازد. در طول داستان، جان-فرانسوا با تعارض بین تمایلات جنسی و احساسات اخلاقیاش دست و پنجه نرم میکند و سعی میکند تا تعادل بین این دو را حفظ کند. در نهایت، او موفق میشود تا به هدف خود برسد، اما این موفقیت با پیامدهایی همراه است که او را به فکر فرو میبرد.
خلاصه داستان: در سال 1970، فیلم "مثلث پیتزا" داستان عشق مثلثی بین یک خانم متأهل و دو مرد مجرد را روایت میکند. این فیلم بهطور زنده و واقعگرایانهای نشان میدهد که چگونه عشق میتواند در هر شرایطی رخ دهد و انسانها را به تصمیمات غیرمنتظرهای وادار کند.
خلاصه داستان: در سال 1974، جیمز لیسنر، یک مرد جوان، به طور تصادفی یک زندانی را آزاد میکند. این زندانی، آرتور جانسون، یک قاتل سریال است که اخیراً از زندان فراری شده. جیمز به آرتور کمک میکند تا به خانهاش برود و پدر و مادر آرتور را بکشد. سپس، آرتور جیمز را به یک رستوران میبرد و به او اعتراف میکند که قاتل است و میخواهد خودش را تسلیم پلیس کند. جیمز با ترس و شگفتی، به آرتور کمک میکند تا به پلیس برسد و خودش را تحویل دهد. اما آرتور، پس از تحویل دادن خودش به پلیس، به جیمز میگوید که قتلهایی که انجام داده، به دستور شخصی بنام "آقای براون" بوده است. جیمز، که به دنبال حقیقت است، شروع به تحقیق در مورد آقای براون میکند و به تدریج به یک شبکه قدرت و فساد در دولت و پلیس میرسد. در نهایت، جیمز با کمک یک روزنامهنگار، موفق میشود آقای براون را شناسایی کند و او را به عدالت تحویل دهد.
خلاصه داستان: در سال 1970، فیلمی به نام «مرد کوچک بزرگ» (Little Big Man) ساخته شد که داستان جیک کراب، یک مرد ۱۲۱ ساله را روایت میکند که به عنوان آخرین بازمانده از نبرد کاستر رویدادهای زندگیاش را به یاد میآورد. او به عنوان یک پسر ۱۰ ساله توسط سرخپوستان مانندو در گرفته شده و با آنها بزرگ میشود. جیک در دو دنیای مختلف سفیدپوستان و سرخپوستان زندگی میکند و شاهد تجربیات متفاوتی در هر کدام از آنها است. او با شخصیتهای تاریخی مانند جنرال کاستر و وایلد بیل هیکوک نیز روبرو میشود و در نهایت در نبرد کاستر شرکت میکند.
خلاصه داستان: در این فیلم، کشیشی جوان و خوشقلب با نام فیلیپو، به دلیل حادثهای در کلیسایش، مجبور میشود به خانهای رفته و در آنجا با یک زن جوان و دخترش آشنا شود. این زن که به تازگی همسرش را از دست داده، با وجود تفاوتهای فرهنگی و اعتقادی، به فیلیپو کمک میکند تا از وضعیت سخت خود عبور کند و دوباره به زندگی طبیعی بازگردد. در این بین، روابط بین فیلیپو و زن جوان به رویایی عاشقانه تبدیل میشود که باعث تنش در روابط خانوادگی و اجتماعی میشود.
خلاصه داستان: تینا بارون، یک زن خانهدار ناراضی در منهتن، با چالشهای ازدواجش با جاناتان، یک وکیل مغرور و بیاعتنا، و مادربزرگ بیمارش در یک آپارتمان کوچک دست و پنجه نرم میکند. او به دنبال احساس ارزشمندی و عشق و علاقه است، اما همسرش فقط به موفقیت حرفهای و اجتماعی خودش فکر میکند. زندگی تینا تغییر میکند وقتی جرج، یک نویسنده دارای جذابیت و خودخواه، وارد زندگی او میشود و او را به یک رابطه عاشقانه سوق میدهد. در حالی که تینا درگیر این رابطه خطرناک میشود، او مجبور میشود با عواقب احساسی و اخلاقی خود روبرو شود.
خلاصه داستان: در داستان «ال توپو»، یک شخصیت نامعلوم به نام ال توپو با همراهی پسرش در یک سفر خطرناک به صحرا میرود. این سفر به یک مبارزه مرگبار با چهار تیرانداز ماهر تبدیل میشود که ال توپو باید با مهارت و شجاعت خود آنها را شکست دهد. در طول این سفر، ال توپو با چالشهای مختلف روحی و جسمی روبرو میشود و به دنبال درکی عمیقتر از زندگی و مرگ است. این فیلم، مجموعهای از صحنههای نمادین و شاعرانه است که به مخاطب فرصتی میدهد تا به دنیای پیچیده و مرموز ال توپو وارد شود.