خلاصه داستان: خلاصه داستان: فیلم سینمایی «گربه سیاه، گربه سفید» به کارگردانی امیر کاستوریتسا و با بازیگرانی چون لازار ریستوفسکی، برانکو گلیگوریویچ و سرگی میلیچ در سال ۱۹۹۸ ساخته شده است. این فیلم داستان یک کولی به نام مارکو را روایت میکند که برای فرار از یک قاچاقچی به نام مادا، با یک کولی دیگر به نام زوران همراه میشود تا با یک نقشه پیچیده، از دست او خلاص شوند و در عین حال به عشق و ثروت دست یابند.
خلاصه داستان: فیلم «نگاه اولیس» (۱۹۹۵) به کارگردانی تئو آنجلوپولوس، روایتگر سفر یک کارگردان یونانی (با بازی هاروی کایتل) است که پس از سالها تبعید، برای نمایش یکی از فیلمهایش به فلورینای آلبانی سفر میکند. او در این سفر به دنبال سه حلقه فیلم گمشده از نخستین فیلمبرداران تاریخ سینما در بالکان میگردد. این سفر استعاری، او را از آلبانی به مقدونیه، رومانی، صربستان و در نهایت به سرزمین جنگزده سارایوو میکشاند. در این مسیر، او با ویرانیهای جنگ، آوارگی انسانها و زخمهای عمیق تاریخی بالکان مواجه میشود و سفرش به جستجویی برای یافتن هویت، ریشهها و نگاهی بیآلایش به جهان تبدیل میشود. این فیلم که برنده جایزه بزرگ هیئت داوران جشنواره کن شده، با نثری شاعرانه و تصاویری به یادماندنی، تاریخ پرتلاطم بالکان را در قالب یک سینمای شاعرانه و تأملبرانگیز به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: «زیرزمینی» (۱۹۹۵) شاهکار امیر کوستوریتسا، کارگردان صرب، روایتگر داستانی حماسی و طنزآمیز از زندگی سه دوست صرب در طول پنجاه سال تاریخ پرتلاطم یوگسلاوی است. داستان با بمباران بلگراد توسط نازیها در سال ۱۹۴۱ آغاز میشود و مارکو، یک تاجر فرصتطلب، دوست خود پتکو و معشوقهاش ناتالیا را در زیرزمینی پنهان میکند. مارکو به آنها دروغ میگوید که جنگ هنوز ادامه دارد و از این طریق، از آنها برای ساخت سلاح و کسب ثروت سوءاستفاده میکند. این فریب برای بیست سال ادامه مییابد و در نهایت، حقیقت در یک پایان غافلگیرکننده و نمادین آشکار میشود. این فیلم که برنده نخل طلای جشنواره کن شد، با ترکیب کمدی سیاه، تراژدی و رئالیسم جادویی، تصویری تلخ و طنزآمیز از تاریخ بالکان و ویرانیهای جنگ ارائه میدهد.