خلاصه داستان: قویترین مردان جهان یک رقابت سالانه قدرتی است که در اواخر دسامبر برگزار میشود. شرکت کنندگان بر اساس نتایج خود در مسابقات Giants Live جواز حضور در این رقابت را به دست میآورند.
خلاصه داستان: امل در باشگاه عثمان کار می کند. او در آنجا با کمال آشنا می شود و عاشق هم می شوند. تصمیم به ازدواج می گیرند. محمود، مرد کمال، کمال را وارد یک تجارت مواد مخدر می کند و باعث می شود که کمال به تهران برود. کمال به امل نامه می نویسد اما...
خلاصه داستان: فرهاد عاشق شیرین است. او در تاکسی پدرش کار می کند و می خواهد با شیرین ازدواج کند. اما وقتی خسرو پسر دیگری در میان رابطه آنها دخالت می کند و فرهاد باید راهی برای بازگرداندن عشق شیرین پیدا کند.
خلاصه داستان: دختر جوانی (مری آپیک) با مادرش (آپیک یوسفیان) در انتهای کوچه ی بن بستی زندگی می کند. روزی دختر از پشت پنجره متوجه ی مردی (پرویز بهادر) می شود که در ابتدای کوچه با چتر زیر باران ایستاده و به پنجره ی اتاق او چشم دوخته است. با تکرار این وضع دختر به حضور مرد عادت می کند و پس از آشنایی با مرد به او علاقمند می شود. روزی برادر دختر (بهمن زرین پور) که دائم در سفر است به خانه می آید و لحظه ای بعد مرد ناشناس هم وارد خانه می شود و می گوید که مأمور جلب برادر دختر است.
خلاصه داستان: سه دوست دوران کودکی، حالا در جوانی نیز با هم هستند. یکی شیفته دختر کارگری چون خودش میشود. دیگری در دام زنی شیاد اسیر است و سومی دلباخته موسیقی شده و در این رشته فعالیت میکند. دوست دوم به وسیله زن مورد علاقهاش، گرفتار تبهکاران شده و به هرز میرود. دو دوست دیگر که متوجه این امر شده اند، با یک سلسله عملیات با یاری پلیس، دوست خود را نجات داده و او را در مسیر زندگی طبیعیاش قرار میدهند.