خلاصه داستان: یک پیرمرد ولگرد مرموز هر روز از مقابل کافهای کوچک عبور میکند و زنی میانسال به نام «ترز» را به یاد همسر مفقودش میاندازد. این زن که شانزده سال است در انتظار بازگشت شوهرش از اردوگاه کار اجباری نازیهاست، با دیدن این مرد بیخانمان که از حافظهاش چیزی به جا نمانده، امیدی تازه در دلش زنده میشود. او سعی میکند با صحبت کردن و یادآوری خاطرات گذشته، هویت واقعی این غریبه را کشف کند و دریابد که آیا او همان شوهر گمشدهاش است یا نه. این فیلم سیاهوسفید فرانسوی به کارگردانی آنری کولپی، محصول سال ۱۹۶۱، با بازی آلیدا والی و ژرژ ویلسون، روایتی عمیق و تأملبرانگیز از زخمهای جنگ، از دست دادن و امید به بازگشت است.
خلاصه داستان: فیلم قربانی (Victim) محصول سال ۱۹۶۱ به کارگردانی باسیل دیردن با بازی دریک بوگارد در نقش ملویل فار، وکیل برجستهای است که پس از قتل مرموز شریک عاطفیاش جک، متوجه شبکهای از باجگیری و تهدید میشود؛ جک به دلیل ترس از افشای روابط همجنسگرایانهاش قربانی شده و فار با وجود خطر رسوایی شخصی و حرفهای، دست به افشاگری جسورانهای میزند تا قاتلان را به سزای اعمالشان برساند و علیه تبعیضهای اجتماعی مبارزه کند.
خلاصه داستان: فیلم طنین در علفزار (۱۹۶۱) به کارگردانی الیا کازان با بازی ناتالی وود در نقش دیانی لوپ و وارن بیتی در نقش باد شاموای، داستان عشقی پرشور و تراژیک دو نوجوان را در اواخر دهه ۱۹۲۰ در شهر کوچکی در ایالت کانزاس روایت میکند. دیانی و باد که عاشقانه یکدیگر را دوست دارند، تحت فشارهای خانوادگی، اجتماعی و سقوط بازار سهام ۱۹۲۹ قرار میگیرند؛ باد برای حفظ آبرو و آیندهاش از رابطه جنسی با دیانی صرفنظر میکند و به دانشگاه میرود، اما دیانی از شدت عشق و سرکوب احساساتش به مرز جنون میرسد و سالها در تیمارستان میگذراند تا سرانجام بهبودی یابد و با نگاهی واقعبینانه به زندگی بازگردد.
خلاصه داستان: خانواده مرد مسنتری که یک کارخانه آبجوسازی کوچک را اداره میکند، پس از اینکه متوجه میشوند او در حال ملاقات با معشوقهای پیر از دوران جوانیاش است، نگران وضعیت مالی و سلامت او میشوند.
خلاصه داستان: فیلم ساعت کودکان (۱۹۶۱) به کارگردانی ویلیام وایلر با بازی آدری هپبورن، شیرلی مکلین و جیمز گارنر، داستان دو معلم زن به نامهای کارن و مارتا را روایت میکند که مدرسهای خصوصی برای دختران در نیوانگلند اداره میکنند. هنگامی که مری، دانشآموز مشکلدار و دروغگویی، شایعهای مبنی بر رابطه لزبین بین آنها را در شهر پخش میکند، شهرت، روابط خانوادگی و زندگی حرفهایشان به سرعت نابود میشود و آنها با فشارهای اجتماعی، عذاب وجدان و انزوای عمیق دست و پنجه نرم میکنند.
خلاصه داستان: در فیلم بیگناهان (۱۹۶۱) به کارگردانی جک کلیتون با بازی درخشان دبورا کر در نقش میسی، مارتین استفنز و پاملا فرانکلین، داستان معلم جوانی روایت میشود که به عنوان پرستار دو کودک یتیم به نامهای مایلز و فلORA در عمارتی منزوی و متروکه استخدام میشود؛ جایی که او با پدیدههای ماوراء طبیعی، ارواح گذشته و رازهای تاریک کودکان روبرو میگردد و مرز میان واقعیت و توهم به چالش کشیده میشود، در اقتباسی نفسگیر از رمان پیچ پیچ هنری جیمز.
خلاصه داستان: فیلم دلقک (۱۹۶۱) به کارگردانی رابرت راسن، با بازی پل نیومن در نقش ادی فلسون، بازیکن جوان و بااستعداد بیلیارد که با جاهطلبی کورکورانه به دنبال شکست دادن مینیسوتا فتس، بهترین بازیکن جهان، است، روایت میشود. ادی با کمک مربیاش برت گوردون (جورج سی. اسکات) و عشقی آسیبدیده به نام سارا (پایپر لوری)، در مسیری پر از شکست، اعتیاد به قمار و کشف معنای واقعی پیروزی قدم برمیدارد و این درام کلاسیک آمریکایی به کاوش عمقی در تمهای جاهطلبی، عشق و رستگاری میپردازد.
خلاصه داستان: فیلم «دو سوار با هم» (۱۹۶۱) به کارگردانی استاد وسترن جان فورد، با بازی درخشان جیمز استوارت در نقش مارشال گادفری و ریچارد وایدمارک به عنوان سروان آرمسترانگ، داستان دو مأمور قانون را روایت میکند که برای نجات گروگانهای سفیدپوست اسیر شده توسط سرخپوستان کامانچی به سرزمینهای خطرناک مرزی میروند. این وسترن کلاسیک با کاوش عمیق در مسائل اخلاقی، تعصبات نژادی و واقعیتهای تلخ زندگی در غرب وحشی آمریکا، سفری پرتنش و تأملبرانگیز را به تصویر میکشد که دو قهرمان را با چالشهای انسانی و فرهنگی روبرو میسازد.
خلاصه داستان: فیلم «آخرین غروب» محصول سال ۱۹۶۱ به کارگردانی رابرت آلدریچ با بازی راک هادسون در نقش شکارچی سرسخت بریدی دان، کرک داگلاس در نقش یاغی مرموز مورگان و دوروتی مالون، داستانی هیجانانگیز از وسترن کلاسیک را روایت میکند که در آن بریدی برای انتقام مرگ برادرش به تعقیب مورگان میپردازد، اما در یک شهر کوچک مرزی مکزیک با رازهای خانوادگی، عشق ممنوعه و اتحادهای غیرمنتظره علیه باندهای خطرناک روبرو میشود و به نبردی حماسی ختم میگردد.
خلاصه داستان: فیلم «زن یک زن است» (۱۹۶۱) به کارگردانی ژان-لوک گدار با بازی آنا کارینا در نقش آنجلا رکووانت، ژان-پل بلموندو به عنوان امانوئل و ژان-کلود بریالی در نقش آلبر، داستان زنی شاد و پرجنبوجوش را روایت میکند که اصرار دارد با شوهرش بچهدار شود، اما امانوئل که غرق کتابهایش است، مخالفت میکند. آنجلا برای تلافی به سراغ همسایهشان آلبر میرود و از او میخواهد پدر بچهاش شود، که این امر به زنجیرهای از بحثهای فلسفی، رقصها و بازیهای بصری رنگارنگ در سبک موج نوی فرانسه منجر میشود و روابط عاشقانه را به چالش میکشد.