خلاصه داستان: در سال ۱۹۴۴، آلفرد هیچکاک کارگردان برجسته بریتانیایی، فیلم کوتاه «ماجراجویی مالاگاشی» را به عنوان بخشی از مجموعه فیلمهای تبلیغاتی جنگی خود ساخت. این فیلم ۳۱ دقیقهای که به زبان فرانسوی و با زیرنویس انگلیسی ساخته شد، داستانی واقعی را روایت میکند که توسط بازیگر اصلی آن، «کلود دوفن» برای هیچکاک تعریف شده بود. داستان حول محور گروهی از بازیگران تئاتر در ماداگاسکار میچرخد که در زمان اشغال این جزیره توسط نیروهای ویشی فرانسه، برای کمک به جنبش مقاومت فرانسه آزاد تصمیم میگیرند. آنها با استفاده از مهارتهای نمایشی خود، نقشهای مختلفی را بازی میکنند تا مأموران ویشی را فریب دهند و به اعضای مقاومت در فرار از دست نیروهای اشغالگر کمک کنند. هیچکاک در این اثر کوتاه، سبک منحصر به فرد خود را در ایجاد تعلیق و استفاده از عناصر معمایی به کار گرفته و اثری جذاب و تأثیرگذار در ژانر تبلیغات جنگی خلق کرده است.
خلاصه داستان: فیلمی درام و پرتنش به کارگردانی آلفرد هیچکاک در سال ۱۹۴۴ که داستان گروهی از بازماندگان یک کشتی غرقشده را روایت میکند. آنها در قایق نجات کوچکی در اقیانوس اطلس گیر افتادهاند و در میانشان یک سرباز آلمانی نیز وجود دارد که به نظر میرسد قربانی همان زیردریایی بوده که کشتی آنها را نابود کرده است. با حضور این فرد، تنشها و سوءظنها میان بازماندگان بالا میگیرد و مبارزه برای بقا به چالشی انسانی و اخلاقی تبدیل میشود. تالولا بنکهد، جان هودیک، والتر اسلزاک و ویلیام بندیکس از بازیگران اصلی این فیلم هستند که تمام وقایع آن در فضای محدود یک قایق نجات اتفاق میافتد و هیچکاک با مهارت تمام، تعلیق و روانشناسی شخصیتها را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: فیلم «گسلایت» محصول سال ۱۹۴۴ به کارگردانی جورج کیوکر و بازی پریشانگرِ اینگرید برگمن در نقش پائولا آلوکسی، داستان زنی جوان به نام ماری را روایت میکند که پس از ازدواج با یک مرد ایتالیایی به نام گریگوری آنتون، به لندن نقل مکان میکند. به تدریج، ماری متوجه میشود که همسرش با دستکاری در محیط خانه و ایجاد شک و تردید در ذهن او، در تلاش است تا او را دیوانه جلوه دهد تا بتواند به اهداف پلیدانهی خود دست یابد.
خلاصه داستان: یک مرد روانپریش به نام استیون نیم که به تازگی از تیمارستان آزاد شده، به طور تصادفی درگیر یک شبکه جاسوسی نازیها در لندنِ دوران جنگ میشود. او در یک جشن خیریه، کیکی را برنده میشود که حاوی اطلاعات محرمانه است و همین امر او را به هدفی برای عوامل دشمن تبدیل میکند. استیون که توسط پلیس تحت تعقیب است و جاسوسها نیز به دنبالش هستند، باید برای اثبات بیگناهی خود و خنثی کردن توطئهای مرموز، با کمک زنی به نام کارلا، حقیقت را فاش کند. این فیلم نوآرِ پرتعلیق به کارگردانی فریتز لانگ و با بازی ری میلند در سال ۱۹۴۴ ساخته شده است.
خلاصه داستان: هری مورگان، یک ماهیگیر سرسخت آمریکایی در مارتینیک فرانسه در سال ۱۹۴۰، که به دنبال زندگی آرام و دوری از دردسر است، ناگهان درگیر ماجرای قاچاق انسان و جنبش مقاومت فرانسه میشود. وقتی یک زن جوان فریبنده و مرموز به نام ماری برنینگ به او نزدیک میشود و از او کمک میخواهد، هری درگیر بازی خطرناکی با مقامات ویشی و نیروهای آزادیبخش میشود. کارگردان هاوارد هاکس با الهام از رمان ارنست همینگوی، این فیلم نوآر را با بازی همفری بوگارت و لورن باکال، که نخستین همکاری مشهورشان بود، خلق کرد. این فیلم با ترکیب تعلیق، رمانتیسم و دیالوگهای تیز و هوشمندانه، داستانی از عشق، فداکاری و انتخابهای دشوار در زمانهی جنگ را روایت میکند.
خلاصه داستان: جسد زنى در آپارتمان « لورا » پیدا میشود. کارآگاهى به نام « مارک مک فرسن » که مأمور رسیدگى به این پرونده است تصور میکند « لورا » را به قتل رسانده اند. « لورا » پس از چندى ، برخلاف انتظار ، به آپارتمانش باز میگردد و مشخص میشود که مقتول ، محبوبه ى یکى از دوستان « لورا » بوده است.