خلاصه داستان: سامانتا، یک دختر نوجوان متمرد، در یک خانواده سرپرستی زندگی میکند و در تلاش است تا زندگیاش را از سر گرفته و به مدرسه بازگردد. او موظف میشود برادر کوچک سرپرستش، اولیویا، را به مدرسه و به منزل همراهی کند. اما اولیویا در جنگلها محو میشود و پس از بازگشت، سامانتا متوجه میشود که او دیگر کودکی که میشناخت، نیست و چیزی عوض شده است.
خلاصه داستان: یک دختر نوجوان به نام سامانتا، که در یک خانواده ی سرپرستی بزرگ شده، با ورود یک دختر کوچک به نام اُلیویا به زندگی او، با اتفاقات عجیب و غریبی مواجه می شود. او متوجه می شود که اُلیویا یک موجود خطرناک و مرموز است که قصد نابودی خانواده اش را دارد.