خلاصه داستان: در روز آخر سال، قطار سریعالسیری به نام "دسامبر ۳۱" در حال حرکت به مقصد نهایی خود است. مسافران متنوعی از جمله یک زوج جوان، یک بازنشسته تنهای، یک تجارتپیشه مشغول و یک خانواده کوچک، هر کدام با داستان و آرزوی خود، سوار این قطار شدهاند. اما وقتی قطار در میان یک کوهستان برفی گیر میکند و ارتباطش با جهان خارج قطع میشود، مسافران با یکدیگر در یک فضای محدود و در شرایط بحرانی مواجه میشوند. در این میان، راز و ریز جدیدی آشکار میشود و هر کس مجبور میشود با گذشته و ترسهای خود روبرو شود تا زنده بماند.