خلاصه داستان: یک مادر مجرد به نام کلارا که یک رستوران کوچک در شهر کوچکی اداره میکند، با چالشهای زندگی تنها با فرزندش مواجه است. او به دلیل شرایط مالی سخت، مجبور میشود تا از خواستههای پسرش داوینیا صرفنظر کند. داوینیا که به دنبال یک کامپیوتر بازی جدید است، تصمیم میگیرد تا با کمک دوستانش، یک طرح سودآور اجرا کند تا کمک مالی به مادرش کند. اما این طرح منجر به وقایعی جدی و غیرمنتظره میشود که زندگی آنها را به هم میریزد. کلارا باید تصمیم سختی بگیرد تا سرنوشت خانوادهاش را تغییر دهد.