خلاصه داستان: در داستان «پلانچا»، یک مادر مجرد به نام ماریا، که به سختی تلاش میکند تا زندگی خود و دخترش را اداره کند، با یک رویداد غیرمنتظره مواجه میشود. او یک پلانچا (ماشین لباسشویی) قدیمی را به ارث میبرد که ظاهراً مالک قبلیاش با آن از دنیا رفته است. ماریا تصمیم میگیرد تا با استفاده از این دستگاه، شغلی جدید راه بیندازد و لباسهای مردم را اتو کند. اما به محض شروع کار، اتفاقات عجیب و غریبی رخ میدهد. پلانچا به نظر میرسد خصوصیات عجیبی دارد و لباسهایی که اتو میشوند، رفتار عجیبی از خود نشان میدهند. ماریا سر از جنگل حیرت و ترس درمیآورد و به تدریج متوجه میشود که این دستگاه ارتباطی عمیق و مرموز با گذشته مالک قبلیاش دارد. او باید راز این پلانچای مرموز را کشف کند و خودش را از تأثیرات خطرناک آن نجات دهد.