خلاصه داستان: در داستان "دفو"، یک مرد جوان به نام رابینسون کروزو، به دلیل علاقهاش به ماجراجویی در دریاها، تصمیم میگیرد تا خانه و خانوادهاش را ترک کند و با یک کشتی مسافرت کند. در طول سفر، کشتی در یک طوفان شدید غرق میشود و رابینسون تنها زنده میماند و بر روی جزیرهای بیابان افتاده میکند. او با استفاده از مهارتهایش و با کمک ابزارهایی که از کشتی بیرون آورده، شروع به زندگی کردن در این جزیره میکند. سالها گذشته و رابینسون تنها با یک همدم بومی به نام "فریدی" زندگی میکند. در نهایت، پس از سالها، کشتیای عبوری او را نجات میدهد و او به خانه باز میگردد.