خلاصه داستان: در سال 1980، در شهر استنبول، یک کودک ۷ ساله به نام مصطفی در حال بازی در کوچههای محلهاش بود که ناگهان با یک مرد جوان مواجه میشود. این مرد، که همانند مصطفی بچهای بیپناه و گمشده به نظر میرسد، مصطفی را به یک ساختمان متروکه میکشاند و او را به زور مورد تجاوز جنسی قرار میدهد. این حادثه، زندگی مصطفی را برای همیشه تغییر میدهد و او را با یک راز وحشتناک مواجه میکند. سالها بعد، مصطفی به عنوان یک مرد بالغ، تصمیم میگیرد تا با گذشتهاش مواجه شود و قاتل خود را پیدا کند. او به دنبال انتقام از آن مرد جوان است که زندگیاش را خراب کرده است. در این راه، مصطفی با خشونت، دروغ و خیانت مواجه میشود و خود را در یک بازی مرگبار میبیند که هیچ کس از آن سالم بیرون نمیآید.