خلاصه داستان: مینی، زنی زیبا و مرفه که در لسآنجلس زندگی میکند، از روابط عاطفی نافرجام خود خسته شده و به دنبال معنای واقعی عشق میگردد. زندگی او زمانی دگرگون میشود که با سیمور موسکویتز، مردی خشن و بیپروا با ظاهری ژولیده و شخصیتی پرخاشگر آشنا میشود. این آشنایی غیرمنتظره، دنیای دو نفر را که از دو قطب کاملاً متفاوت اجتماعی آمدهاند، به هم پیوند میزند و داستانی عاشقانه و پرتنش را رقم میزند. جان کاساوتیس، کارگردان صاحبسبک سینمای مستقل آمریکا، در سال ۱۹۷۱ با بازی ژنا رولندز و سیمور کاسل، روایتی صادقانه و پراحساس از عشق، تنهایی و جستجوی خوشبختی در دنیای مدرن را به تصویر میکشد.