خلاصه داستان: لی دیویس، یک مادر رواندرمانگر بیوه، با دختر نوجوانش آنا که در آستانه ازدواج مجدد با آقای معلمش است، دچار مشکل ارتباطی است. آنا که در گروه موسیقی راک خود نوازنده گیتار است، به دلیل مخالفت مادرش با اجرای گروه در شب عروسی، با او دچار اختلاف میشود. این تنشها زمانی به اوج میرسد که در یک رستوران چینی، با خوردن بیسکویتی جادویی، روحشان با هم عوض میشود. حالا لی باید در بدن دخترش به مدرسه برود و با چالشهای نوجوانی روبرو شود، در حالی که آنا نیز در بدن مادرش باید مراسم عروسی را مدیریت کند و با مسئولیتهای بزرگسالی دست و پنجه نرم کند. این تجربه عجیب و طنزآمیز به آنها کمک میکند تا با درک احساسات و مشکلات یکدیگر، رابطه عمیقتری پیدا کنند.