خلاصه داستان: یک پیرمرد خردهپا که در یک کارگاه نجاری کوچک کار میکند، برای پرداخت بدهیهایش دست به دزدی از صندوق شرکت میزند. او پس از دستگیری، توسط کارفرمای خود مورد حمایت قرار میگیرد و کارفرما حتی حاضر به شهادت دروغ برای نجات او میشود. اما این عمل شجاعانه پیامدهای غیرمنتظره و ویرانگری برای هر دو نفر به همراه دارد و زندگی آنها را به سوی تباهی و نابودی سوق میدهد. این فیلم که در سال ۱۹۸۳ توسط روبر برسون، کارگردان برجسته فرانسوی، ساخته شد، بر اساس داستان کوتاهی از لئو تولستوی به نام «نقشه تقلبی» خلق شده است. برسون با نگاهی بیرحم و دقیق، زنجیرهای از اتفاقات را به تصویر میکشد که از یک دروغ کوچک آغاز میشود و به فاجعهای بزرگ ختم میگردد، و در این مسیر، مفاهیمی چون تقدیر، گناه، رستگاری و تأثیر ویرانگر پول بر روابط انسانی را با بیانی مینیمال و قدرتمند بررسی میکند.