خلاصه داستان: ون گوگ نقاش پرآوازه هلندی، در سال ۱۸۹۰ و در اوج بحران روحی و خلاقیت هنری خود، روزهای پایانی زندگیاش را در دهکده اور-سور-واز میگذراند. تحت نظر دکتر گاشه، ون گوگ تلاش میکند تا بر افسردگی و آشفتگی ذهنی خود غلبه کند و به خلق آثار هنری ادامه دهد. این فیلم که توسط موریس پیالا در سال ۱۹۹۱ ساخته شده و با بازی ژاک دترون در نقش ون گوگ، به بررسی عمیق شخصیت، تنهایی و رنج این هنرمند نابغه میپردازد. در این روزهای آخر، ون گوگ با خواهرش مارگاریت، برادرش تئو و دوستش دکتر گاشه در تعامل است و در عین حال با هجوم خاطرات، توهمات و احساس گناه ناشی از گذشتهاش روبرو میشود. فیلم با نگاهی شاعرانه و دقیق، آخرین روزهای زندگی هنرمندی را به تصویر میکشد که در آستانه شهرت ابدی قرار داشت، اما از تحمل بار سنگین نبوغ و انزوا رنج میبرد.