خلاصه داستان: در سال 1980، در بخش دلتای رودخانه دانوب در رومانی، یک جوان به نام دانیل به دنبال زندگی آرام در طبیعت است. او به یک روستای کوچک در این منطقه میرود و شروع به کار در یک ماهیگیری محلی میکند. در اینجا، او با یک دختر جوان به نام ماریانا آشنا میشود که نیز به دنبال آرامش و فرار از شهرستان است. دو نفر با یکدیگر رابطهای عمیق برقرار میکنند و با هم به دنبال زندگی سادهای در طبیعت هستند. اما زندگی در این منطقه دشوار است و آنها با چالشهای زیادی مواجه میشوند. در نهایت، آنها باید تصمیم بگیرند که آیا میخواهند در این محیط سخت بمانند یا به شهر برگردند.