خلاصه داستان: جیمی، مرد ٧٥ سالهای که در یک مزرعه بزرگ در جنوب کالیفرنیا زندگی میکند، تصمیم میگیرد تا مرگ خود را به صورت یک جشن بزرگ جشن بگیرد. او با کمک دوست صمیمی خود، بوب، و یک فیلمساز جوان به نام ریکو، مراسمی را برگزار میکند که او آن را «مورنینگ» مینامد. در این مراسم، دوستان و خانوادهاش جمع میشوند تا در آخرین روز زندگی او حضور داشته باشند. جیمی در حالی که با آرامش و شوخطبعی مواجه میشود با مرگ، داستانهای زندگیاش را برای حضار تعریف میکند و به آنها یادآوری میکند که مرگ نیز میتواند زیبا و با معنا باشد. در حین این مراسم، ریکو به تدریج به درک عمیقی از زندگی و مرگ دست مییابد و جیمی به او آموزش میدهد که چگونه با شجاعت و شادی به پایان زندگی نگاه کند.