خلاصه داستان: یک زوج جوان به نامهای جک و جیل برای تعطیلات آخر هفته به خانهای مجلل و دورافتاده در جنگل میروند. آنها قصد دارند چند روزی را در آرامش و به دور از هیاهوی شهر بگذرانند. صاحبخانه که دوست قدیمی جک است، کلیدها را در اختیارشان گذاشته و به آنها اطمینان داده که همه چیز برای یک اقامت راحت و بیدغدغه فراهم است. اما به زودی، آرامش ظاهری جای خود را به وحشتی عمیق میدهد. اتفاقات عجیب و غیرقابل توضیح رخ میدهد: صداهای مشکوک در شب، اشیایی که جابهجا میشوند و احساس مداوم اینکه کسی آنها را زیر نظر دارد. جک و جیل متوجه میشوند که این خانه به ظاهر کامل، رازهای تاریکی در خود پنهان کرده و آنها در دامی مرگبار افتادهاند که هر لحظه تنگتر میشود. حالا باید برای بقای خود بجنگند و راز این خانهٔ مرموز را فاش کنند.