خلاصه داستان: در این فیلم درام به کارگردانی تونی ریچاردسون که در سال ۱۹۶۰ ساخته شد، لارنس اولیویه در نقش آرچی رایس، یک کمدین و بازیگر وودویلِ سالخورده و ورشکسته، درخششی بهیادماندنی از خود به نمایش میگذارد. آرچی که روزگاری ستارهای درخشان بود، اکنون در شهر ساحلی فراموششدهای به اجرای برنامههای مبتذل مشغول است و با بحران میانسالی، مشکلات مالی و فروپاشی خانوادهاش دست و پنجه نرم میکند. او که به سبک زندگی ولخرجانه و فریبآمیز خود عادت کرده، سعی میکند با توسل به نیرنگ و ظاهرسازی، بقایای شهرت و موقعیت خود را حفظ کند. در مقابل، دخترش جین، که توسط جوآن پلاورایت به تصویر کشیده شده، زنی آرمانگرا و ایدهآلگراست که از رفتارهای پدر و فساد اخلاقی او به شدت سرخورده شده و به دنبال معنایی عمیقتر در زندگی میگردد. فیلم با بهرهگیری از فضایی تلخ و واقعگرایانه، زوال یک هنرمند و فروپاشی دنیای نمایش را به تصویر میکشد و در عین حال، نگاهی انتقادی به جامعه بریتانیای پس از جنگ و فروپاشی ارزشهای سنتی دارد. بازی تحسینبرانگیز اولیویه که نامزد جایزه اسکار شد، قلب تپنده این اثر قدرتمند است و شخصیتِ پیچیده و تراژیک آرچی رایس را با تمام فراز و نشیبهایش به زندگی بازمیگرداند.