خلاصه داستان: «پرنده رنگشده» فیلمی به کارگردانی واکلاو مارهول در سال ۲۰۱۹ است که بر اساس رمانی به همین نام از یرژی کوشینسکی ساخته شده و داستان پسربچهای یهودی به نام فلایکا را روایت میکند که در اواخر جنگ جهانی دوم از والدینش جدا شده و در روستاهای فقیرنشین اروپای شرقی سرگردان میشود. او با خشونتهای وحشیانه، تعصبات نژادی، جنون جنسی و جنایات جنگی روبرو میشود و در میان آدمهای مختلف از آسیابان تا راهبان و سربازان، تجربیات تلخ و هولناکی را پشت سر میگذارد که معصومیت کودکیاش را نابود میکند. پتر کوتلار در نقش اصلی فلایکا و استاشا فدوری از بازیگران برجسته این درام سیاه و سفید خشن و تأثیرگذار هستند.
خلاصه داستان: در سال ۲۰۰۹، فیلم «زنان بدون مردان» به کارگردانی شیرین نشاط، بر اساس داستان کوتاه هوشنگ گلشیری، روایتی قدرتمند از زندگی چهار زن جوان در ایران دهه ۱۹۵۰ ارائه میدهد؛ مونیس (شهربار غفاری) که از ازدواج اجباری فرار میکند و به دنبال آزادی میگردد، فائزه (آریتا شهرزاد) که قربانی تجاوز میشود و به دنبال انتقام است، زرین (پگاه فریدونی) که درگیر عشقی ممنوعه است و فریده (سمیرا صدقی) که به دنبال رستگاری روحی میگردد؛ این زنان به باغی متروکه پناه میبرند و در میان تحولات سیاسی و اجتماعی، به نمادی از مبارزه با سرکوب مردسالارانه و جستجوی هویت زنانه تبدیل میشوند.
خلاصه داستان: فیلم چشم پروانه (۲۰۲۲) به کارگردانی یانینا کولسنیچنکو با بازی ریتا بورکوفسکا و هنادی خوردورکوفسکی، داستان لوبا یک پرستار نظامی اوکراینی را روایت میکند که پس از اسارت توسط طالبان در افغانستان و بازگشت به کییف، با اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) دست و پنجه نرم میکند؛ او درگیر روابط پیچیده عاطفی، هویت جنسیتی و تلاش برای بازسازی زندگی روزمره خود میشود در حالی که سایه تجربیات وحشتناک جنگ بر او سنگینی میکند.
خلاصه داستان: فیلم شادی من (۲۰۱۰) به کارگردانی سرگئی لوزنیتسا با بازی ویکتور نمتس در نقش اصلی، داستان یک راننده کامیون خسته را روایت میکند که در جادههای متروکه اوکراین شوروی سابق گم شده و وارد سفری سوررئال و تاریک میشود؛ جایی که با فساد، خشونت بیرحمانه، خاطرات تلخ جنگ جهانی دوم و انحطاط اجتماعی روبرو میگردد و هویت خود را در میان رویدادهای غیرمنتظره و هراسانگیز از دست میدهد.
خلاصه داستان: فیلم کلوندایک به کارگردانی مارینا ار گورباخ در سال ۲۰۲۲، با بازی اوکسانا مارچنکو در نقش ایرنا و سرگئی شادرین، داستان خانوادهای را در روستای مرزی کلوندایک در شرق اوکراین روایت میکند. در تابستان ۲۰۱۴، با سقوط هواپیمای مسافربری مالزی MH۱۷ بر فراز منطقه و اصابت بقایای آن به خانهشان، زندگی روزمرهشان به هم میریزد و با ورود خبرنگاران، جداییطلبان روسی و تنشهای سیاسی-نظامی دست و پنجه نرم میکنند، در حالی که رویای برادر کوچکتر برای نجات روستا از طریق فرودگاه متروکه، به نمادی از امید و ویرانی تبدیل میشود.
خلاصه داستان: فیلم «شاهین برخاسته» یک درام تاریخی است که داستان مبارزه اوکراینیها علیه مغولها را روایت میکند. منتقدان صحنههای اکشن، بازیها و تصاویر بصوی را ستودهاند و آن را به عنوان یک فیلم حماسی توصیف کردهاند که با لحظات اکشن، حس شجاعت و آزادی را به شیوهای نو و دلنشین منتقل میکند.
خلاصه داستان: مستند «خانهای از خردهها» در یک یتیمخانه موقت در شرق اوکراین، داستان کودکان ۵ تا ۱۴ سالهای را روایت میکند که از خانوادههای الکلی یا پرخشونت جدا شدهاند؛ در ۹ ماه، آنها با بازی، رقص و حمایت مربیان، به کشف خودشان میپردازند. منتقدان روایت لطیف، مصاحبههای صمیمی و تصاویر بصری خیرهکننده را ستودهاند و آن را به عنوان یک مستند دلنشین و الهامبخش توصیف کردهاند که با لحظات عاطفی و واقعی، حس امید و شجاعت را به شیوهای نو و دلنشین منتقل میکند.
خلاصه داستان: فیلم «شرکت نهم» یک درام جنگی است که داستان گروهی از سربازان جوان شوروی را در جنگ افغانستان روایت میکند که با چالشهای بقا و دوستی روبهرو میشوند. منتقدان روایت احساسی، بازیهای قدرتمند و تصاویر بصری خیرهکننده را ستودهاند و آن را به عنوان یک فیلم الهامبخش و عمیق توصیف کردهاند که با لحظات اکشن و عاطفی, حس شجاعت و دوستی را به شیوهای نو و دلنشین منتقل میکند.
خلاصه داستان: فیلم «تشخیص: ناراضی» (به اوکراینی: БожеВільні، همچنین شناختهشده بهعنوان «دیوانگان») یک درام تاریخی-هیجانی اوکراینی به کارگردانی دنیس تاراسوف در اولین تجربه کارگردانیاش است که در ۱۳ اکتبر ۲۰۲۳ در جشنواره بینالمللی فیلم ورشو به نمایش درآمد و جایزه ذکر ویژه در بخش رقابت ۱-۲ را دریافت کرد. داستان در اوکراین دهه ۱۹۷۰ تحت حاکمیت شوروی رخ میدهد و درباره آندری دووژنکو (کستیانتین تملیاک)، یک مجری رادیو جوان و آزادیخواه است که به دلیل پخش موسیقی راک ممنوعه و رفتارهای «ضدشوروی» مانند پوشیدن موهای بلند، اخراج میشود. او با انتخاب بین زندان یا پذیرش تشخیص «اسکیزوفرنی تدریجی» ساختگی KGB، به بیمارستان روانی فرستاده میشود. آندری در این «جهان جهنمی روانپزشکی تنبیهی» با حقیقت وحشتناکی درباره شکنجه ناراضیان سیاسی و بیماران عادی مواجه میشود و باید بین همکاری با KGB برای بازگشت به خانوادهاش، از جمله همسرش اوکسانا (ناتالیا بابنکو)، یا افشای حقیقت انتخاب کند. فیلم که بر اساس خاطرات ناراضیان شوروی ساخته شده، با صحنههایی مانند درمانهای اجباری و چرخش ۳۶۰ درجه دوربین، به موضوعات آزادی، کرامت انسانی و مبارزه با سیستم توتالیتر میپردازد. با این حال، به دلیل دیالوگهای غیرطبیعی، صداگذاری یکنواخت، فقدان فحش یا زبان محاورهای، و داستان تکراری، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (۸۰٪ در راتن تومیتوز، ۷.۶/۱۰ در IMDb). بازی تملیاک و ویتالی سایلی (در نقش کوزیچ)، فضای دهه ۱۹۷۰، و موسیقی متن حسینی میرزاگلی تحسین شدند، اما ریتم کند و مونولوگهای «قهرمانانه» غیرطبیعی نقد شدند. فیلم در ۳۱ اکتبر ۲۰۲۴ در سینماهای اوکراین اکران شد و ۴.۲ میلیون گریونا فروش داشت.
خلاصه داستان: فیلم «بوچا» یک درام تاریخی-جنگی اوکراینی به کارگردانی استانیسلاو تیونوف و نویسندگی و تهیهکنندگی الکساندر شچور است که بر اساس وقایع واقعی در بوچا، ورزل، و هوستومل (منطقه کییف) در فوریه تا مارس ۲۰۲۲، طی اشغال روسیه، ساخته شده است. داستان حول کنستانتین گوداسکاس (چزاری لوکاشویچ)، یک یهودی لیتوانیایی و شهروند قزاقستان که بهعنوان پناهنده در اوکراین زندگی میکند، میچرخد. او با استفاده از پاسپورت قزاقستانی خود، که به او اجازه عبور از ایستهای بازرسی نیروهای روسی را میدهد، بیش از ۲۰۰ غیرنظامی اوکراینی را از مناطق اشغالی نجات میدهد. کنستانتین با هدایت هایده ریزایوا، مأمور اطلاعاتی اوکراینی، در عملیاتی مخفیانه به نام «بوچا» شرکت میکند، اما با خطر فزایندهای مواجه میشود، زیرا سازمان اطلاعاتی دیگر نمیتواند از او حمایت کند. او باید تصمیم دشواری برای ادامه نجات یا حفظ جان خود بگیرد. فیلم با نمایش صحنههایی از جنایات جنگی، مانند قتل ایرنا فیلکینا و سرقت توسط سربازان روس، به موضوعات شجاعت، فداکاری، و مقاومت در برابر ظلم میپردازد. با این حال، به دلیل ریتم کند، شخصیتپردازی ضعیف گوداسکاس، ارجاعات غیرضروری به کمدی الهی و کتاب مقدس، و لحن بیشازحد احساسی، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازی لوکاشویچ و ویچسلاو دووژنکو (در نقش سرهنگ افاسبی نیکولای ایوانوویچ)، و فیلمبرداری واقعی در لوکیشنهای بوچا تحسین شدند، اما فیلم به دلیل سادهسازی برخی رویدادها و فقدان عمق در شخصیتهای فرعی نقد شد.