خلاصه داستان: در سال ۲۰۱۲، فیلم کمدی-ماجراجویانه «آستریکس و اوبلیکس: خدا بریتانیا را حفظ کن» به کارگردانی لوران تیرار با بازیهای درخشان ژرار دوپاردیو در نقش اوبلیکس، ادوآر بر در نقش آستریکس، فابیس لوشینی به عنوان ژولیوس سزار و کاترین دنوو در نقش ملکه کوردلیا اکران شد. داستان در بریتانیای باستان میگذرد؛ سزار روم که از شکستهای مداوم در برابر گائولهای شکستناپذیر خشمگین است، با فتح بریتانیا قصد انتقام دارد. ملکه بریتانیا از سزار کمک میخواهد، اما او به جای لژیونرها، آستریکس و اوبلیکس را با معجون جادویی به جزیره میفرستد تا مقاومت را درهم بشکنند، غافل از اینکه دو جنگجوی غولپیکر به اشتباه به شورشیان بریتانیایی میپیوندند و با ماجراهای خندهدار و نبردهای حماسی، نقشه سزار را به هم میریزند.
خلاصه داستان: فیلم «شیرهای دستدوم» یک درام خانوادگی-ماجراجویانه است که داستان والتر، پسر نوجوانی، را روایت میکند که تابستان را نزد دو عموی عجیب و غریبش، هاب و گارت، در مزرعهای در تگزاس میگذراند؛ عموها با داستانهای افسانهای از ماجراهای آفریقایی، شمشیرزنی و گنج، زندگی والتر را دگرگون میکنند. منتقدان روایت گرم و دلنشین، بازیهای درخشان مایکل کین، رابرت دووال و هیلی جوئل اوسمنت، و پیامهای عمیق درباره خانواده و شجاعت را ستودهاند و آن را به عنوان یک فیلم خانوادگی کلاسیک و الهامبخش توصیف کردهاند که با لحظات عاطفی، طنز لطیف و تصاویر زیبا، حس شادی، نوستالژی و امید را به شیوهای نو و دلنشین منتقل میکند.
خلاصه داستان: فیلم «حتی موشها به بهشت تعلق دارند» یک انیمیشن ماجراجویی چک-فرانسوی به کارگردانی ژان بزینا و دنجا گریموا است که در ۱ اکتبر ۲۰۲۱ اکران شد. داستان درباره ویزلت، یک موش، و وایتی، یک روباه، است که پس از یک حادثه در بهشتی حیوانی بیدار میشوند. این دو که در زندگی دشمن بودند، باید با هم همکاری کنند تا در این دنیای جدید دوام بیاورند و ماجراهایی را تجربه کنند. داستان با صحنههای انیمیشن عروسکی، ماجراهای خندهدار، و لحظات احساسی، به موضوعات دوستی، بخشش و پذیرش تفاوتها میپردازد. انیمیشن خلاقانه و پیامهای مثبت تحسین شدند، اما داستان ساده و جذابیت محدود برای بزرگسالان نقد شد.
خلاصه داستان: فیلم «دیپلودوکوس» (به لهستانی: Smok Diplodok) یک انیمیشن خانوادگی-ماجراجویی محصول مشترک لهستان، جمهوری چک و اسلواکی به کارگردانی و نویسندگی وویتک واوْشچیک است که با الهام از کمیکهای کلاسیک دهه ۸۰ تادئوش بارانوفسکی ساخته شده است. داستان حول دیپلودوکوس، دایناسوری کنجکاو و سبز رنگ (با صداپیشگی میکولای واچوفسکی)، میچرخد که آرزوی ماجراجویی دارد، اما والدین بیشازحد محافظهکارش (مالگورزاتا کوزوخوفسکا) او را از کاوش در دنیای خطرناک اما زیبای خارج از دیوار اطراف خانهشان در جنگل منع میکنند. دیپلوی کوچک نمیداند که دنیای او در واقع بخشی از یک کتاب کمیک است که توسط تد (پیوتر پولاک)، هنرمندی جویای موفقیت، خلق شده است. وقتی ناشر تد (هلنا انگلرت) او را متقاعد میکند که کمیک دایناسوریاش مانع پیشرفت حرفهای اوست، تد شروع به پاک کردن دنیا با پاککن میکند و دنیای دیپلو در معرض نابودی قرار میگیرد. دیپلو که کشف میکند میتواند بین صفحات کمیکهای مختلف تلپورت کند، با جادوگری ناشی به نام هوکوس پوکس (بوریس شیچ)، دانشمندی عجیب به نام پروفسور نرووسولک (آرکادیوش یاکوبیک)، و خلبانی شجاع به نام اِنتومولوژیا همراه میشود تا والدینش را که در شرایط مرموزی گم شدهاند، نجات دهد. فیلم به موضوعات تخیل، خودباوری، و ارزش خلاقیت هنری میپردازد و با طنز عجیب، تصاویر رنگارنگ، و ترکیبی از انیمیشن و لایو-اکشن، فضایی متا و غیرمتعارف خلق میکند. با این حال، به دلیل داستان ساده، نیمه اول پراکنده، و سبک بصری که گاهی از کمیکهای اصلی بارانوفسکی فاصله میگیرد، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازیهای صوتی و طراحی خلاقانه تحسین شدند، اما داستان تد به دلیل کمبود عمق و شباهت به فیلمهایی مانند «فیلم لگو» و «سول» مورد انتقاد قرار گرفت
خلاصه داستان: فیلم «امواج» (به چکی: Vlny) یک درام تاریخی-تریلر چکی-اسلواکی به کارگردانی و نویسندگی ییری مادل است که در بستر بهار پراگ و تهاجم پیمان ورشو به چکسلواکی در سال ۱۹۶۸ روایت میشود. داستان حول دفتر تحریریه بخش زندگی بینالملل رادیو چکسلواکی میچرخد که توسط میلان وینر (استانیسلاو مایر)، روزنامهنگاری برجسته، هدایت میشود. روزنامهنگاران دیگر شامل ورا شتوویچکووا (تانیا پاوهوفووا)، ییری دینستبیر (وویتیخ کوتیک)، و لوبوش دوبروفسکی (مارتین هافمن) هستند. توماش هاولیک (وویتیخ وودوخودسکی)، تکنسین مخابراتی، بهطور اتفاقی در این تحریریه مشغول به کار میشود، در حالی که این شغل رویای برادر کوچکترش پاول (اووندری استوپکا)، یک فعال دانشجویی، است. توماش برای محافظت از پاول، که در فعالیتهای غیرقانونی علیه رژیم کمونیستی شرکت دارد، مجبور به همکاری با سرویس مخفی (StB) میشود. با نزدیک شدن تهاجم پیمان ورشو، توماش بین وفاداری به برادرش و وجدانش گرفتار میشود. او در نهایت از همکاری با StB سر باز میزند و به روزنامهنگاران کمک میکند تا اخبار بدون سانسور درباره تهاجم را پخش کنند و مقاومت غیرفعال را ترویج دهند. فیلم به موضوعات شجاعت روزنامهنگاری، آزادی بیان، و روابط خانوادگی میپردازد و با استفاده از تصاویر آرشیوی و فیلمبرداری رنگی که با تصاویر سیاهوسفید تاریخی ترکیب شده، حس واقعی بودن را منتقل میکند. با این حال، به دلیل ریتم کند نیمه اول، سادهسازی بیشازحد نقش StB، و فقدان توضیح درباره واقعیت و تخیل، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازیهای مایر، پاوهوفووا، و وودوخودسکی تحسین شدند، اما برخی عاشقانه توماش و ورا را غیرضروری و پایان را فاقد وضوح دانستند. موسیقی سایمون گاف و آهنگهای پاپ دهه ۶۰ مانند «Be My Baby» از The Ronettes فضای فیلم را تقویت کرد
خلاصه داستان: فیلم ریشه های وحشی روایتگر داستان پدر و دختری است که از دیدن یکدیگر محروم بودهاند. این دختر که خویی وحشی و جنگلی دارد بر خلاف توصیهی پدربزرگ و مادربزرگش تصمیم میگیرد به جستجوی پدری بپردازد که به تازگی از زندان آزاد شده است و البته پیشینهی خوبی ندارد.
خلاصه داستان: در سال 2041، در اروپای مرکزی، یک کارآگاه زن، پرونده قتل زوجی را بررسی میکند که یک تیم بازسازی موفق میشود یکی از آنها را به زندگی بازگرداند...