خلاصه داستان: فیلم «۳۶۵ روز» یک درام-عاشقانه اروتیک لهستانی به کارگردانی باربارا بیالوواس و توماش ماندس، بر اساس رمانی از بلانکا لیپینسکا، است که در ۷ فوریه ۲۰۲۰ اکران شد. داستان درباره لورا (آنا-ماریا سیکلوکا)، زنی است که توسط ماسیمو (میشل مورونه)، رئیس یک گروه مافیایی سیسیلی، ربوده میشود. او به لورا ۳۶۵ روز فرصت میدهد تا عاشقش شود. داستان با صحنههایی مانند آدمربایی، روابط پرتنش، و لحظات اروتیک، به موضوعات عشق، قدرت و اسارت میپردازد. شیمی بین بازیگران و موسیقی تحسین شدند، اما داستان سطحی و محتوای جنجالی نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «لال سینگ چادا» یک درام-کمدی هندی به کارگردانی آدویت چاندان و نویسندگی آتول کولکارنی است که اقتباسی از «فارست گامپ» (۱۹۹۴) ساخته رابرت زمکیس و بر اساس رمان وینستون گروم است و در ۱۱ اوت ۲۰۲۲ اکران شد. داستان درباره لال سینگ چادا (عامر خان)، مردی سادهدل با ضریب هوشی پایین است که در قطار زندگیاش را برای مسافران روایت میکند. او در پنجاب با مادرش (مونا سینگ) بزرگ شده و عاشق دوست دوران کودکیاش، روپا (کارینا کاپور)، است. لال در ارتش خدمت میکند، قهرمان دوومیدانی میشود و در رویدادهای تاریخی هند، از جمله عملیات ستاره آبی و جنگ کارگیل، حضور دارد. داستان با صحنههایی مانند دویدنهای طولانی لال، ملاقات با شاهرخ خان جوان، و لحظات عاشقانه با روپا، به موضوعات عشق، سادگی و استقامت میپردازد. بازی خان و سینگ، موسیقی پرتام و بازسازی هندی تحسین شدند، اما شباهت زیاد به نسخه اصلی و بازی اغراقآمیز خان نقد شدند. فیلم با بودجه ۱.۸ میلیارد روپیه، ۱.۲۹ میلیارد روپیه فروش داشت و با جنجالهای سیاسی مواجه شد
خلاصه داستان: فیلم یک درام لهستانی به کارگردانی بارتوش بلاشچیک است. داستان درباره گریگورز، پسری ناشنوا که در خانوادهای فقیر زندگی میکند. وقتی والدینش متوجه استعداد موسیقی او میشوند، او را به مدرسهای موسیقی میفرستند، اما گریگورز با چالشهای عاطفی و اجتماعی روبرو میشود. او با کمک معلمش و کشف پیانوی سوناتا، راهی برای بیان احساساتش پیدا میکند. داستان با صحنههایی از تمرینهای موسیقی، روابط خانوادگی پرتنش، و لحظات کشف خود، به موضوعات هنر، معلولیت، و رشد شخصی میپردازد. فیلم به دلیل داستان احساسی و بازیهای قوی تحسین شد، اما برخی ریتم کند را نقد کردند.
خلاصه داستان: فیلم «طوفان بینهایت» یک درام بقا آمریکایی به کارگردانی مالگورزاتا شوموفسکا و نویسندگی جاش رولینز است که در ۲۵ مارس ۲۰۲۲ اکران شد. داستان که بر اساس یک داستان واقعی است، درباره پم بیلی (نائومی واتس)، امدادگر کوهستان در نیوهمپشایر است که در یک طوفان برفی برای نجات یک کوهنورد گمشده به نام جان (بیلی هاول) به کوه واشنگتن صعود میکند. در حالی که با شرایط جوی مرگبار و خستگی خود مبارزه میکند، پم گذشتهاش و دلایلی که او را به این کار سوق داده را مرور میکند. داستان با صحنههایی مانند صعود در برف، نجات خطرناک جان، و فلشبکهای زندگی پم، به موضوعات استقامت، شفقت، و تروما میپردازد. با این حال، به دلیل داستان ساده و شخصیتپردازی محدود، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۵.۲/۱۰ در IMDb و ۵۶٪ در Rotten Tomatoes). بازی واتس و فیلمبرداری خیرهکننده کوهستان تحسین شدند، اما فیلمنامه ضعیف نقد شد. فیلم ۹۷ دقیقه است و فروش محدودی داشت.
خلاصه داستان: «بره» (Lamb) یک فیلم ترسناک فولکلور ایسلندی محصول ۲۰۲۱ به کارگردانی والدیمار یوهانسون و نویسندگی مشترک او و شون است. ماریا (نومی راپاس) و اینگوار (هیلمیر اسنر گودناسون)، زوجی بدون فرزند که در مزرعهای دورافتاده در ایسلند زندگی میکنند، یک نوزاد مرموز را در طویله گوسفندان خود کشف میکنند. آنها تصمیم میگیرند این موجود نیمهانسان نیمهبره به نام آدا را به عنوان فرزند خود بزرگ کنند. این تصمیم ابتدا شادی به زندگی آنها میآورد، اما به زودی با عواقب سرکشی علیه طبیعت مواجه میشوند. فیلم با فضایی آرام و مینیمال، با مناظر خیرهکننده ایسلند و گفتوگوی اندک، به بررسی موضوعاتی چون غم، والدگری و رابطه انسان با طبیعت میپردازد. «بره» به دلیل اصالت، بازیگری قوی و فضای وهمآلود تحسین شده، اما به خاطر ریتم کند، پایان مبهم و فقدان ترسهای شدید مورد انتقاد قرار گرفته است. این فیلم در ۱۳ جولای ۲۰۲۱ در جشنواره کن به نمایش درآمد و در ۲۴ سپتامبر ۲۰۲۱ در ایسلند اکران شد.
خلاصه داستان: فیلم «ایاو» یک درام جادهای به کارگردانی جرزی اسکولیموسکی، کارگردان کهنهکار لهستانی، است که با الهام از فیلم «بهطور اتفاقی بالتازار» (1966) ساخته رابرت برسون ساخته شده و در جشنواره کن ۲۰۲۲ جایزه هیئت داوران را برد. داستان درباره الاغی خاکستری به نام ایاو (با بازی شش الاغ ساردینیایی: هولا، تاکو، ماریتا، اتوره، روکو و ملا) است که پس از تعطیلی سیرک لهستانیاش به دلیل فشار فعالان حقوق حیوانات، سفری پرفرازونشیب در لهستان و ایتالیا آغاز میکند. ایاو، که با چشمان غمگین و معصومانهاش جهان را میبیند، با آدمهایی خوب و بد مانند کاساندرا (ساندرا درژیمالسکا)، کشیشی جوان (لورنزو زورزولو)، کنتسی (ایزابل هوپر) و یک تیم فوتبال خشن روبهرو میشود. داستان با صحنههایی مانند فرار ایاو از مزرعه، حمله شبانه توسط هواداران فوتبال به دلیل باخت تیمشان، و مشاهده مرگ یک گرگ توسط شکارچیان، به موضوعات ظلم به حیوانات، بیتفاوتی انسانها و جستجوی آزادی میپردازد. با این حال، به دلیل ساختار اپیزودیک پراکنده، فقدان خط داستانی منسجم و لحن گاه بیشازحد تجربی، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۶.۷/۱۰ در IMDb و ۹۷٪ در Rotten Tomatoes). فیلمبرداری میشال دیمک، موسیقی پاول میکیتین و کارگردانی جسورانه اسکولیموسکی در ۸۴ سالگی تحسین شدند، اما داستان مبهم و صحنههای خشن (مانند کشتار روباهها) نقد شدند. فیلم نامزد بهترین فیلم بینالمللی اسکار ۲۰۲۳ شد.
خلاصه داستان: فیلم «۳۶۵ روز بعدی» یک درام اروتیک لهستانی به کارگردانی باربارا بیاوواس و توماش ماندس، سومین و آخرین قسمت از سهگانه «۳۶۵ روز» بر اساس رمان بلانکا لیپینسکا است. داستان ادامه ماجراهای لورا (آنا-ماریا سیکلوکا) و ماسیمو (میشل مورونه)، گانگستر سیسیلی، را دنبال میکند که پس از ازدواج و از دست دادن فرزندشان در فیلم قبلی، با مشکلات اعتماد و حسادت دستوپنجه نرم میکنند. لورا که از حمله آنا و آدریانو، برادر دوقلوی ماسیمو، جان سالم به در برده، همچنان به ناکو (سیمونه سوسینا)، گانگستری که او را فریب داده بود، فکر میکند. ماسیمو، عزادار مرگ برادرش، با کار غرق شده و لورا با اولگا (ماگدالنا لامپارسکا) به مهمانی و الکل روی میآورد. ناکو که هنوز عاشق لوراست، سعی میکند آنها را از هم جدا کند. داستان با صحنههایی مانند مهمانیهای پرزرقوبرق، رویاهای اروتیک لورا، و گفتوگوی احساسی پایانی در ساحل که ماسیمو از کتاب پدرش نقلقول میکند («اگر چیزی را دوست داری، رهایش کن؛ اگر برگردد، برای همیشه مال توست»), به موضوعات عشق، خیانت و انتخابهای شخصی میپردازد. با این حال، به دلیل فقدان داستان منسجم، دیالوگهای کلیشهای، و تمرکز بیشازحد روی صحنههای اروتیک (۱۲ صحنه در ۱۱۲ دقیقه)، نقدهای بسیار منفی دریافت کرد (امتیاز ۲.۹/۱۰ در IMDb و ۰٪ در Rotten Tomatoes). موسیقی متن و بازی سوسینا تحسین شدند، اما فیلمنامه بیمعنی، بازیهای ضعیف و پایانبندی مبهم نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «۳۶۵ روز: این روز»، یک درام اروتیک لهستانی به کارگردانی باربارا بیاوواس و توماش ماندس، دنبالهای بر فیلم «۳۶۵ روز» (۲۰۲۰) و بر اساس دومین رمان از سهگانه بلانکا لیپینسکا است. داستان با ازدواج لورا (آنا-ماریا سیکلوکا) و ماسیمو (میشل مورونه)، مافیای سیسیلی، آغاز میشود. لورا پس از تصادفی که در پایان فیلم اول رخ داد، فرزندش را از دست داده و این راز را از ماسیمو مخفی میکند، زیرا میترسد او به دنبال انتقام باشد. تنها دوست صمیمی لورا، اولگا (ماگدالنا لامپارسکا)، به عروسی در ایتالیا میآید، زیرا ماسیمو نگران افشای هویت مافیاییاش در برابر خانواده لورا است. در ماه عسل، لورا احساس بیحوصلگی میکند و با ناکو (سیمونه سوسینا)، باغبان جذاب و عضو باند مافیایی رقیب، آشنا میشود که سعی در ج کسب قلب او دارد. پیچشهای داستانی شامل افشای وجود آدریانو، برادر دوقلوی نادان ماسیمو، و آنا، معشوقه او، میشود که نقشهای برای نابودی لورا و ماسیمو میکشند. فیلم با صحنههایی مانند مونتاژهای اروتیک، خریدهای لوکس، و درگیریهای مافیایی، به موضوعات خیانت، حسادت و روابط پرتنش میپردازد. با این حال، به دلیل فقدان داستان منسجم، دیالوگهای ضعیف، و تمرکز بیشازحد بر صحنههای اروتیک (۱۱ صحنه در ۱۱۱ دقیقه)، نقدهای بسیار منفی دریافت کرد (امتیاز ۲.۷/۱۰ در IMDb و ۰٪ در Rotten Tomatoes). بازیگران، موسیقی متن، و فیلمبرداری در سیسیل تحسین شدند، اما فیلمنامه بیمنطق، بازیهای ضعیف، و شباهت به «پنجاه سایه گری» نقد شدند
خلاصه داستان: فیلم «دختری با سوزن» (به انگلیسی: The Girl with the Needle) یک درام تاریخی-ترسناک روانشناختی گاتیک محصول مشترک دانمارک، لهستان و سوئد به کارگردانی مگنوس فون هورن و نویسندگی فون هورن و لینه لانگبک است. داستان در کپنهاگ پس از جنگ جهانی اول (۱۹۱۹) رخ میدهد و حول کارولین (ویک کارمن سونه)، کارگر جوان کارخانهای که بیکار و باردار شده، میچرخد. او پس از طرد شدن توسط صاحب کارخانه و از دست دادن همسرش در جنگ، با داگمار (ترینه دیرهولم)، زنی کاریزماتیک که ظاهراً یک مغازه شیرینیفروشی دارد اما در خفا یک آژانس فرزندخواندگی غیرقانونی را اداره میکند، آشنا میشود. کارولین بهعنوان دایه مشغول به کار میشود و رابطهای نزدیک با داگمار شکل میدهد، اما بهتدریج حقیقت وحشتناکی درباره فعالیتهای داگمار، که بهطور آزاد از داستان واقعی قاتل زنجیرهای دانمارکی داگمار اُوِربای الهام گرفته شده، کشف میکند. فیلم به موضوعات فقر، انتخابهای اخلاقی، مادری، تنهایی، و تأثیرات جنگ میپردازد و با فیلمبرداری سیاهوسفید خیرهکننده، حالوهوای فیلمهای اکسپرسیونیستی آلمانی و نوآر را تداعی میکند. با این حال، به دلیل ریتم کند، سخنرانی پایانی بیشازحد صریح درباره سقط جنین، و برخی صحنههای غیرضروری که به داستان اصلی کمک نمیکنند، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازیهای سونه و دیرهولم، طراحی صحنه، و موسیقی فردریک هافمایر تحسین شدند، اما داستان به دلیل سادهسازی برخی جنبههای تاریخی و کمبود عمق در شخصیتهای فرعی مانند پیتر (بسیر زکری) و یورگن (یواخیم فییِلستروپ) مورد انتقاد قرار گرفت.
خلاصه داستان: فیلم «دیپلودوکوس» (به لهستانی: Smok Diplodok) یک انیمیشن خانوادگی-ماجراجویی محصول مشترک لهستان، جمهوری چک و اسلواکی به کارگردانی و نویسندگی وویتک واوْشچیک است که با الهام از کمیکهای کلاسیک دهه ۸۰ تادئوش بارانوفسکی ساخته شده است. داستان حول دیپلودوکوس، دایناسوری کنجکاو و سبز رنگ (با صداپیشگی میکولای واچوفسکی)، میچرخد که آرزوی ماجراجویی دارد، اما والدین بیشازحد محافظهکارش (مالگورزاتا کوزوخوفسکا) او را از کاوش در دنیای خطرناک اما زیبای خارج از دیوار اطراف خانهشان در جنگل منع میکنند. دیپلوی کوچک نمیداند که دنیای او در واقع بخشی از یک کتاب کمیک است که توسط تد (پیوتر پولاک)، هنرمندی جویای موفقیت، خلق شده است. وقتی ناشر تد (هلنا انگلرت) او را متقاعد میکند که کمیک دایناسوریاش مانع پیشرفت حرفهای اوست، تد شروع به پاک کردن دنیا با پاککن میکند و دنیای دیپلو در معرض نابودی قرار میگیرد. دیپلو که کشف میکند میتواند بین صفحات کمیکهای مختلف تلپورت کند، با جادوگری ناشی به نام هوکوس پوکس (بوریس شیچ)، دانشمندی عجیب به نام پروفسور نرووسولک (آرکادیوش یاکوبیک)، و خلبانی شجاع به نام اِنتومولوژیا همراه میشود تا والدینش را که در شرایط مرموزی گم شدهاند، نجات دهد. فیلم به موضوعات تخیل، خودباوری، و ارزش خلاقیت هنری میپردازد و با طنز عجیب، تصاویر رنگارنگ، و ترکیبی از انیمیشن و لایو-اکشن، فضایی متا و غیرمتعارف خلق میکند. با این حال، به دلیل داستان ساده، نیمه اول پراکنده، و سبک بصری که گاهی از کمیکهای اصلی بارانوفسکی فاصله میگیرد، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازیهای صوتی و طراحی خلاقانه تحسین شدند، اما داستان تد به دلیل کمبود عمق و شباهت به فیلمهایی مانند «فیلم لگو» و «سول» مورد انتقاد قرار گرفت