خلاصه داستان: در سال 1681، یک صنعتگر نابغای ایتالیایی به نام نیکولو بوسلوتی یک ویولن قرمز رنگ میسازد که قرار است به عنوان هدیهای برای تولد فرزند آیندهاش باشد. اما زمانی که همسرش باردار میمیرد، ویولن به یک سازنده موسیقی یهودی در اُکسبریج منتقل میشود. در طول ۳۰۰ سال، ویولن در دستان چندین مالک متفاوت قرار میگیرد و در هر دورهای با رویدادهای تاریخی و شخصیتهای مختلفی روبرو میشود. در نهایت، ویولن در یک حراجی در مونترال قرن بیستم قرار میگیرد و مصیر نهاییاش مشخص میشود.
خلاصه داستان: یک کاپیتان قایق بادبانی به نام ریکه در حال سفر در دریای مدیترانه است که ناگهان صدای کمکی از یک قایق مهاجرین در حال غرق شدن شنیده میشود. او با وجود تمایل به کمک، با محدودیتهای قانونی و انسانی روبرو میشود و باید تصمیم بگیرد که آیا باید قوانین بینالمللی را نقض کند و جان مهاجرین را نجات دهد یا از دستورالعملهای رسمی پیروی کند. این تصمیم او را در معرض خطر قرار میدهد و او را با مسائل اخلاقی و قانونی پیچیدهای مواجه میکند.
خلاصه داستان: در داستان "Joy"، زنی به نام جوی به دنیای کسب و کار وارد میشود و با چالشهای زندگی روزمره روبرو میشود. او به دنبال ایجاد یک امپراتوری تجاری بزرگ است و در این راه با خیانتها، خیانتها و خطراتی روبرو میشود که زندگی و ثروتش را تهدید میکند. این فیلم به کارگردانی دیوید او راسل، داستان زندگی یک خانواده در طول چهار دهه را روایت میکند و نشان میدهد که چگونه جوی با پشتکار و ارادهای قوی، موانع را پشت سر میگذارد و به موفقیت میرسد.
خلاصه داستان: Lovecut داستان سه جوان در سنین نوجوانی است که در پی برقراری ارتباط عمیق با یکدیگر هستند. آنها در حال کشف هویت جنسی خود و محدودیتهایی هستند که جامعه برای آنها تعریف میکند. در حالی که آنها در پی رهایی از این محدودیتها هستند، باید با چالشهایی روبرو شوند که هویت جنسی آنها را به چالش میکشد.
خلاصه داستان: در یک دنیای پس از فاجعه، یک خانواده به دلیل آتشسوزی در منزل خود، مجبور به مهاجرت به روستای دور افتادهای میشوند. اما وقتی به آنجا میرسند، میفهمند که روستا خالی از سکنه است و تنها چند نفر باقی ماندهاند که در حال کشمکش برای زنده ماندن هستند. در این شرایط سخت، خانواده باید با خطرات طبیعی و انسانی روبرو شوند و تلاش کنند تا جایی برای زندگی پیدا کنند. در حین این ماجرا، روابط بین افراد تغییر میکند و انسانیت در معرض آزمایش قرار میگیرد.
خلاصه داستان: در دوران جنگ جهانی دوم، یک گروه از زندانیان یهودی در اردوگاههای نازی به عنوان "مزوران" انتخاب میشوند تا اسکناس اروپا را جعل کنند و اقتصاد متفقین را تضعیف کنند. مارکوس، یک مزور حرفهای، مجبور میشود با همکاری با نازیها زندگی خود را نجات دهد، اما این همکاری اخلاقیاش را به چالش میکشد. در حالی که زندانیان دیگر در اردوگاهها شکنجه میشوند، او باید بین زنده ماندن و خیانت به مردمش انتخاب کند.
خلاصه داستان: در سال 1942، ژنرال اروین رومل، فرمانده نازی آلمان در شمال آفریقا، با نیروهای متفقین در جنگ جهانی دوم درگیر میشود. او با تاکتیکهای نظامی حرفهای خود، پیشروی متفقین را متوقف میکند و در نبردهای سختگیرانهای مانند نبرد العلمین، تلاش میکند تا پایگاههای متفقین را تصرف کند. اما با ورود ژنرال برنارد مونتگومری، فرمانده نیروهای بریتانیا، به میدان نبرد، رومل با چالشهای جدیدی روبرو میشود. در نهایت، با شکست در نبرد العلمین و کمبود منابع، رومل مجبور به عقبنشینی از شمال آفریقا میشود، تا پیش از اینکه نیروهای متفقین به سرزمین اصلی آلمان نزدیک شوند.
خلاصه داستان: در سال 2025، داستان مردی به نام سپتیموس را به تصویر میکشد که پس از سالها درگیری در جنگهای خارجی، به شهر نابود شده اسپارت بازمیگردد. او به دنبال انتقام از کسانی است که خانوادهاش را به قتل رساندهاند و تصمیم دارد با استفاده از مهارتهای جنگی خود، شهر را از دست فساد و جنایت نجات دهد. در این مسیر، با چالشهای غیرقابل پیشبینی روبرو میشود و مجبور میشود بین انتقام و عدالت انتخاب کند.
خلاصه داستان: در سال 1945، آدولف هیتلر در آخرین روزهای جنگ جهانی دوم در آلمان در زیرزمینی محاصره شده، با واقعیت شکست آلمان مواجه میشود. در حالی که روسیه به برلین نزدیک میشود، هیتلر و دستیارانش درگیر تصمیمگیریهای سخت و ناامیدانه میشوند. فیلم به زندگی روزمره در آخرین روزهای رژیم نازی و تأثیرات روانی و جسمی جنگ بر افراد نزدیک به هیتلر میپردازد.
خلاصه داستان: در سال 2015، دو کوهنورد آمریکایی به نامهای تامی کالدول و کِیف رابی یکی از دشوارترین چالشهای کوهنوردی را بر روی دیوار صخرهای عظیمی به نام "دیوار طلوع" در یُسِمیتی، کالیفرنیا، برعهده میگیرند. این صخره ۹۰۰ متری با سطح عمودی و بدون هیچ نقطه گرفتنی، به عنوان یکی از سختترین مسیرهای کوهنوردی در جهان شناخته میشود. تامی که سالها پیش در یک حادثه سرنشیب، یکی از انگشتانش را از دست داده بود، تصمیم میگیرد با کِیف به عنوان همتایش، این مسیر را طی کند. در طول ۱۹ روز، آنها با شرایط سخت آب و هوایی، خستگی فیزیکی و روانی، و خطر مرگ در هر لحظه، به سرنوشت خود وا میگذارند تا تاریخی را در کوهنوردی رقم بزنند.